تبليغاتX
عشق

عشق

دوستت دارم

@#@#

jhhgjhgjhgjhgjhgj

sdsdfwewr

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آذر 1385ساعت 16:40  توسط علی  | 

222

l;lklk;

lkklk

jhhjhjhjnmmn

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آذر 1385ساعت 16:31  توسط علی  | 

ey khoda

kjjj

ghghg

gfgfdgfdg

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آذر 1385ساعت 16:27  توسط علی  | 

LooooooooooooooooooooooooooooooooooVE

fgfgf

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آذر 1385ساعت 16:13  توسط علی  | 

دوستت دارم عزیزم

dfdsfds

gtfgffd

sdssds

sdsd

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آذر 1385ساعت 16:55  توسط علی  | 

تقدیم به عشق

l;'l;

khjkjjhk

lklkjlkjkjlkjl

,m,n,m,

ffff

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آذر 1385ساعت 16:43  توسط علی  | 

salam be hame

123

gff

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت 17:57  توسط علی  | 

سلام به شما

بی تو هرگز

با تو عمری

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385ساعت 16:37  توسط علی  | 

در خلوت

بي تو در خلوت خود شب همه شب بيدارم اه اي خفته که من چشم براهت دارم خانه ام ابري و چشمان

تو همچون خورشيد چه کنم دست خودم نيست اگر مي بارم کم براي من از اين پنجره ها حرف بزن من

بدون تو از اين پنجره ها بيزارم جان من هديه ناچيز تقديم شما گر چه در شان شما نيست همين را دارم

من که تا عشق تو باقيست زمين گير توام من که تا عشق تو باقيست زمين گير توام لااقل لطف کن از

روي زمين بردارم

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم آبان 1385ساعت 0:20  توسط علی  | 

آفتاب گردون

عشق روبايد از آفتابگردون ياد گرفت غروب شد خورشيد از آسمون رفت آفتابگردان عاشق به دنبال

خورشيد آسمان را جستجو مي کرد ناگهان ستاره اي چشمک زد آفتابگردان سرش را به زير انداخت گلها

خيانت نمي کنند.

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم آبان 1385ساعت 0:6  توسط علی  | 

مانند

مانند مجنون كه ليلا را دوست دارد مانند ماهي كه دريا را دوست دارد مانند شاعري كه شعرش را دوست

دارد مانند بلبلي كه صدايش را دوست دارد به خدا قسم كه من هم تو را دوست دارم بي تو بودن را براي

با تو بودن دوست دارم.

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم آبان 1385ساعت 0:4  توسط علی  | 

به من آموختی

زندگي به من آموخت چگونه اشك بريزم ولي اشك نياموخت چگونه زندگي كنم تو به من آموختي چگونه دوستت بدارم ولي

نياموختي چگونه فراموشت كنم.

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم آبان 1385ساعت 0:1  توسط علی  | 

دلم

دلم براي کسي تنگ است که بود با من و پيوسته نيز بي من بود کسي که با من نيست کسي که بي من ماند ... کسي که... دلم براي

کسي تنگ بود که بيايد و به هر رفتني پايان دهد دلم براي کسي تنگ است که آمد و رفت و پايان داد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 23:59  توسط علی  | 

عشق و دوستی

عشق از دوستي پرسيد : تفاوت من وتو در چيه ؟ دوستي گفت : من ديگران را

باسلامي آشنا مي کنم و تو با نگاهي .

من آنها را با دروغ جدا مي کنم و تو با مرگ

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 23:57  توسط علی  | 

روی قبر من

روي قبرم بنويسيد مسافر بوده است/ ........ بنويسيد كه يك مرغ مهاجر بوده است ...... بنويسيد زمين

كوچه ي سرگردانيست ..... او در اين معبر پرحادثه عابر بوده است ...... صفت شاعر اگر همدلي و

همدرديست ...... در رثايم بنويسد كه شاعر بوده است. بنويسيد اگر شعري ازاومانده بجاي ...... مردي از

طايفه ي شعر معاصر بوده است ...... مدح گويي و ثنا خواني اگر دين داريست ...... بنويسيد در اين

مرحله كافر بوده است ...... غزل هجرت من را همه جا بنويسيد ...... روي قبرم بنويسيدمهاجر بوده است


+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 23:53  توسط علی  | 

من و تو

bnbnbnbnb

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت 3:1  توسط علی  | 

معادله

سينوس چشمانت برابر است با کسينوس لبات

اگر عشق ما از معادله ي فيثاغورس حل

نميشود ولي از معادله دو مجهولي حل مي شود

وقتي در خيابان ها موازي مستطيل شکل قدم

مي زني در زير راديکال گيرت خواهم اورد و

چند بوسه از تو خواهم گرفت انگاه مي فهمم

که تجزيه شده اي

5555552222

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم آبان 1385ساعت 3:28  توسط علی  | 

عاشقتم

وقتي كه پرنده ها از  اين  ديار  خسته  مي شن           ميرن به‌شهر عاشقا،‌عاشق و دلبسته مي‌شن  

 وقتي  كه  شاپركـــها پراشــــونو بــاز مي كنــــن          خاطره‌ها  زنده مي‌شن،‌ من ‌با‌ تو آغاز  مي‌كنم

 به  خدا  عاشـــــــقتم ،  به  خدا  عاشــــــــقتم            چه  تو  خوابم  چه  بيدار، به  خدا  عاشـــقتم

fgfgfgfvbvbv

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آبان 1385ساعت 3:27  توسط علی  | 

نگران

پس از ديدار تو     همواره شادمان بوده ام     ولي

دائم در نگراني

نگران اينکه  شايد  از من نااميد شوي

نگران اينکه  دوستيمان  به پايان برسد

نگران اينکه از بودن با من شاد نباشي

نگران اينکه شايد براي تو اتفاقي بيفتد

عاشق تو شده ام     و شايد نگراني فراوان من    

بخاطر عشق من به توست

drttrtr

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آبان 1385ساعت 3:20  توسط علی  | 

عکس و شعر

ما گذشتيم و گذشت آنچه تو با ما کردي                                    تو بمان با دگران واي به حال دگران

lklkjlklkl

jkjkjkjk

mnmnmnmn

khjnmnm

12121212

 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آبان 1385ساعت 2:55  توسط علی  | 

دوستت داشتم

دوستت داشتم نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت

دارم... چون

دنيا يه روز تموم ميشه... نميخوام بگم که مثل گلي...

چون گل

هم يه روز پژمرده ميشه... نميخوام بگم که سياهي چشمات

مثل

شبهاي پر ستاره اس... چون شب هم بالاخره تموم ميشه...

نميخوام بگم که مثل اب پاک و زلالي... چون اب که هميشه

پاک

نميمونه... نميخوام بگم که دوستت دارم... چون منکه اصلا

دوستت ندارم... بلکه من عاشقتم... چقدر سخته هر لحظه

با تو

بودن اما از تو دور بودن...

52211

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آبان 1385ساعت 2:44  توسط علی  | 

مرگ من

صد سال پس از مرگ من گر بشكافي قلب من

خواهي

شنيد از قلب من دوستت دارم عشق من

;l;l;l,

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آبان 1385ساعت 2:21  توسط علی  | 

به آسانی

به آساني در يك دقيقه مي توان يك نفر را خرد

كرد، مي توان در يك ساعت

يك نفر را

دوست داشت، مي توان در يك روز عاشقش

 شد، اما يك عمر طول مي كشد

تا بتوان

يك نفر را فراموش كرد

45454

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آبان 1385ساعت 1:23  توسط علی  | 

با تو بودن

مانند مجنون كه ليلا را دوست دارد مانند ماهي كه دريا را دوست

دارد مانند شاعري كه شعرش را دوست

دارد مانند بلبلي كه صدايش را دوست دارد به خدا قسم كه من هم

 تو را دوست دارم بي تو بودن را براي با تو

بودن دوست دارم

oioioioi

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آبان 1385ساعت 1:19  توسط علی  | 

ع.س

عشق از دوستي پرسيد : تفاوت من وتو در چيه

؟ دوستي گفت : من

ديگران را باسلامي آشنا مي کنم و تو با

نگاهي . من آنها را

با دروغ جدا مي کنم و تو با مرگ

ddddfd

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آبان 1385ساعت 1:16  توسط علی  | 

3

روي قبرم بنويسيد مسافر بوده است/ ........ بنويسيد كه يك مرغ مهاجر بوده است ......

بنويسيد زمين كوچه

ي سرگردانيست ..... او در اين معبر پرحادثه عابر بوده است ...... صفت شاعر اگر همدلي و

همدرديست ...... در رثايم بنويسد كه شاعر بوده است. بنويسيد اگر شعري ازاومانده

بجاي ...... مردي از

طايفه ي شعر معاصر بوده است ...... مدح گويي و ثنا خواني اگر دين داريست ...... بنويسيد

در اين مرحله

كافر بوده است ...... غزل هجرت من را همه جا بنويسيد ...... روي قبرم بنويسيدمهاجر بوده

است

jhbbb

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آبان 1385ساعت 1:11  توسط علی  | 

می بخشمت

مي بخشمت بخاطر تمام خنده هايي که از صورتم گرفتي...بخاطر تمام خنده هايي که به صورتم نشاندي نمي

بخشمت به خاطر دلي که برايم شکستي...بخاطر احساسي که برايم پرپر کردي...نمي بخشمت بخاطر زخمي

که بر وجودم نشاندي...بخاطر نمکي که بر زخمم گذاشتي...و مي بخشمت بخاطر عشقي که بر

قلبم حک

کردي

tyyyty

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آبان 1385ساعت 1:2  توسط علی  | 

اگه فکر ميکني که رفتنت باعث شکستنم ميشه ؛ اگه فکرميکني که بعد ازرفتنت اشک ميريزم ؛ اگه

فکرميکني که بانبودنت لحظه

هام خالي ميشن؛ اگه فکرميکني که هرلحظه دلم برات تنگ ميشه؛ اگه فکرميگني که بي توميميرم؛ درست

فکرميکني تو که ميدوني

نبودنت رو تاب نميارم پس بــــــــــــــــــــــــــــــــــمــون

 

gfg

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آبان 1385ساعت 0:49  توسط علی  | 

دادگاه عشق

در دادگاه عشق .... قسمم قلبم بود وكيلم دلم و حضار جمعي از

عاشقان و دلسوختگان قاضي نامم را بلندخواند وگناهم را دوست

داشتن تو اعلام كرد. پس به تنهايي و مرگ محكوم شدم.

کنار چوبه ي دار از من خواستند تا آخرين خوا سته ام را بگويم و

من گفتم كه به تو بگويند دوستت دارم

dd

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آبان 1385ساعت 0:31  توسط علی  | 

2

به آسانی در يك دقيقه می توان يك نفر را

خرد كرد، می توان

در يك ساعت يك نفر را دوست داشت، می توان

در يك روز عاشقش

شد، اما يك عمر طول می كشد تا بتوان يك

نفر را فراموش كرد

2

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم آبان 1385ساعت 1:57  توسط علی  |